غم قفس به کنار
آنچه عقاب را پیر می کند
پرواز زاغهای بی سر و پاست...
الا یا ایها المهدى، مدام الوصل ناولها
که در دوران هجرانت بسى افتاد مشکلها
صبا از نکهت کویت نسیمى سوى ما آورد
ز سوز شعله شوقت چه تاب افتاد در دلها
چو نور مهر تو تابید در دلهاى مشتاقان
ز خود آهنگ حق کردند و بربستند محملها
دل بىبهره از مهرت، حقیقت را کجا یابد
حق از آیینه رویت، تجلى کرد بر دلها
به کوى خود نشانى ده که شوق تو محبان را
ز تقوا داد زاد ره، ز طاعت بست محملها
به حق سجاده تزیین کن، مَهِل محراب و منبر را
که دیوان فلک صورت، از آن سازند محفلها
شب تاریک و بیم موج و گردابى چنین هایل
ز غرقاب فراق خود رهى بنما به ساحلها
اگر دانستمى کویت، به سر مىآمدم سویت
خوشا گر بودمى آگه، ز راه و رسم منزلها
چو بینى حجت حق را، به پایش جان فشان اى فیض!
متى ما تلق من تهوى، دع الدنیا و اهملها
فیض کاشانی
ای دلنواز قاری قرآن خوش آمدی
در بیت وحی با لب خندان خوش آمدی
ای العطش ترانه ی قبل از ولادتت
مادر فدات با لب عطشان خوش آمدی
ای تشنه! شیر مادرت از غصه خشک شد
از بس که بود صوت تو سوزان خوش آمدی
گریه مکن که کشته اشک خدا شدی
خون خدا ! به جمع شهیدان خوش آمدی
اشک تو از تلاطم دریاست بیشتر
ای آشنای ابر بهاران خوش آمدی
میلت لبن زدست پیمبر مکیدن است ؟
ای جرعه نوش ختم رسولان خوش آمدی
اینجا مدینه است سر آغاز کربلا
شش ماهه ! آمدی ؟ چه شتابان ؟ خوش آمدی
اینگونه که تو سر زده از ره رسیده ای
گویا حدیث غربت مادر شنیده ای
دریای رحمتی که به آیات گفته اند
چشمان تست جان روایات گفته اند
طوفان ترنُمی ز نفسهای گرم تست
این را یکی زخیل کرامات گفته اند
چشم طمع به دست کریم تو بسته اند
آنانکه از بضاعت مزجات گفته اند
صدها هزار حور و ملک مدحت ترا
با صد هزار فخر و مباهات گفته اند
آئینه را مقابل بابا گذاشتی
وقتی سخن زمومن و مرآت گفته اند
پیش از فَیاسُیوف خُذینی به محضرت
شمشیرها سلام ملاقات گفته اند
آنانکه با نوای تو پیمان گذاشتند
لبیک تو به نغمه ی هیهات گفته اند
ای عالمی فدای تو لبیک یا حسین
گوید به تو خدای تو لبیک یا حسین
تو کوه نور را به تماشا کشیده ای
موسی و طور را به تماشا کشیده ای
باید حدیث عشق تو فهمید و جان سپرد
درک و شعور را به تماشا کشیده ای
از بس نبی به غبغب تو بوسه بوسه زد
جشن و سرور را به تماشا کشیده ای
استادگی کوه ز اوج وقارتت
مجد و غرور را به تماشا کشیده ای
با استقامتی که تو داری به راه عشق
قلب صبور را به تماشا کشیده ای
هر کس تو را شناخت خدا را شناخته
درک و حضور را به تماشا کشیده ای
بعد از پدر وجود امامان ز نسل تست
صبح ظهور را به تماشا کشیده ای
تنها بنایی که هر چه بیشتر بلرزد محکمتر می شود، دل آدمی است.
ناشناس
گاهی خدا درها رو میبنده و پنجره ها رو قفل میکنه
زیــــــــــــــــبــــــــــــــــــاســـــــــت
اگه فکر کنی بیرون طوفانه و خدا میخواد از تو محافظت بکنه
یادمان باشه زنگ تفریح دنیا همشیگی نیست .
ساعت بعد حساب دارییم ؟
متن بالا نوشته استاد بنده هست .
یکی از دلائلی که بهش ایمان دارم
از باب فرشته صفت بودنش . همینه . نزدیک یک هفته ای بود - که مرتب به وبلاگ خالی
از نوشته اش سر میزدم -گنگ و متحیر دقایق طولانی خیره میشدم .
تا که امروز یکشنبه 13/4/90 چشمم به این نوشته اش روشن شد.
هر چند مثل همیشه نوشته های پر از معنویت و رمز و رازش را مکرر خواندم چه کنم
از سطح فهم و درک مثل منی بالاتر هست .
ولی این یک هفته اوج جشم انتظاریم بود -نه نشانی نه پیامی
آیا استاد متوجه این حزن و اندوه شده بود ؟
.................
با خودم این مصرع را این گونه زمزمه کردم
یوسف گم گشته باز آمد به کنعان غم مخور
کلبه احزان شده اینک گلستان غم مخور
چرخ دوران ( حدود 12 ماه به مثابه 120 سال) گر 2 روزی بر مراد تو نگشت
عاقبت یکسان نماند چرخ دوران غم مخور
رسول اکرم (ص) فرمودند .
عقاب و مجازات سه دسته از گناهان زودرس مى باشد و به قیامت کشانده نمى شود:
ایجاد ناراحتى براى پدر و مادر،
ظلم در حقّ مردم ،
ناسپاسى در مقابل کارهاى نیک دیگران .
گذشته ات را بدون هیچ تاسفی بپذیر،با اعتماد زمان حال را بگذران و بدون ترس برای آینده آماده شو.
ایمان را نگهدار و ترس را به گوشه ای انداز.
شک هایت را باور نکن و هیچگاه به باورهایت شک نکن.
زندگی شگفت انگیز است،فقط اگربدانید که چطور زندگی کنید.
اطرافت را نگاه کن همه زیبایی است،چشمان من و تو شاید خوب نمی بیند!
اگر واقعا عاشقش باشی ، حتی فکر کردن به او باعث شادی و آرامشتان می شود .
اگر واقعا عاشقش باشی ، در کنار او که هستید ، احساس امنیت می کنید .
اگر واقعا عاشقش باشی ، حتی با شنیدن صدایش ، ضربان قلب خود را در سینه حس می کنید .
اگر واقعا عاشقش باشی ، زمانی که در کنارش راه می روید احساس غرور می کنید .
اگر واقعا عاشقش باشی ، تحمل دوری اش برایتان سخت و دشوار است .
اگر واقعا عاشقش باشی ، حتی تصور بدون او زیستن برایتان دشوا ر است .
اگر واقعا عاشقش باشی ، شیرین ترین لحظات عمرتان لحظاتی است که با او گذرانده اید .
اگر واقعا عاشقش باشی ، حاضرید برای خوشحالی اش دست به هرکاری بزنید .
اگر واقعا عاشقش باشی ، هر چیزی را که متعلق به اوست ، دوست دارید .
اگر واقعا عاشقش باشی ، برای دیدن مجددش لحظه شماری می کنید .
اگر واقعا عاشقش باشی ، حاضرید از خواسته های خود برای شادی او بگذرید .
اگر واقعا عاشقش باشی ، به علایق او بیشتر از علایق خود اهمیت می دهید .
اگر واقعا عاشقش باشی ، حاضرید به هرجایی بروید فقط او در کنارتان باشد .
اگر واقعا عاشقش باشی ، ناخود آگاه برایش احترام خاصی قائل هستید .
اگر واقعا عاشقش باشی ، واژه تنهایی برایتان بی معناست .
اگر واقعا عاشقش باشی ، آرزوهایتان آرزوهای اوست .
اگر واقعا عاشقش باشی ، در دل زمستان هم احساس بهاری بودن دارید .
اگر واقعا عاشقش باشی ، با موفقیت و محبوبیت او شاد و احساس سربلندی می کنید .
اگر واقعا عاشقش باشی ، او برای شما زیباترین و بهترین خواهد بود اگرچه در واقع چنین نباشد .
اگر واقعا عاشقش باشی ، تحمل سختی ها برایتان آسان و دلخوشی های زندگیتان فراوان می شوند .
اگر واقعا عاشقش باشی ، به همه چیز امیدوارانه می نگرید و رسیدن به آرزوهایتان را آسان می شمارید .
اگر واقعا عاشقش باشی ، در مواقعی که به بن بست می رسید ، با صحبت کردن با او به آرامش می رسید .
گر واقعا عاشقش باشی ، شادی اش برایتان زیباترین منظره دنیا و ناراحتی اش برایتان سنگین ترین غم دنیاست .
به راستی دوست داشتن چه زیباست ،این طور نیست ؟
منبع-دمساز
مطالب قدیمی تر »
